واييييييييي ميسي ميسي از اين همه تبريك
. آقايون بلاگفا نظر خصوصي نداريمااااا اگر بعضي ها دوس دارن برقصن همين جا جلو جمع برقصن . ![]()
آقا چه فازي داد تولد اين سال از زندگيم .
بزرگ شديم رف پي كارشااااااااا .
پا گذاشتم تو 20 سالاااااا وااااااااي .
آخ خدا چقدر ذوقيدم بابت كادوهاي امسالم .
البته هنوز نصفش تو راهه .
يكي از دوستام يه جوجوي سفيد نوك حنايي برام خريده انقده نازههههههه
لباسش خيلي قشنگه .
اينا رو بيخيال . كادوي ناناز از همه بهتر بود .
يعني عالي بود . وااااااي باز شود ديده شود ........
چه بسته بندي قشنگي چه سليقه ي ! .......
وااااااااااا
اييييييي يه گوي موزيكال كه تكونش مي دادي برف ميباريد با 2 دختر و پسر توش خيليیییییییییییییی ناز بوووووود . ![]()
![]()
انقدر آرزو داشتم ازين گوي ها داشته باشم كه بر آورده شد .
عين ذرت برشته بالا پايين مي پريدم .
ناناز نگاهي شيطنت بار انداخت و گفت ادامـــــــــــــه دارد ........
واااااااااااااااي كادوي بعدي ......
بازم يه بسته بندي قشنگ ........
جيغ جيغ جيغ وااااااااااي چه روسري شالي قشنگي !!!!
ناناز قربونت برممممممممممم ........![]()
![]()
ناناز باز هم مي خندد و مي گويد كادوي بعدييييييييي...............
وااااااااااااااي مگه چند تاس ؟ .....
و بعدي....... واااااااااااااااااي شبيه كله قند كادو شده بود و نرم بود ............ با تعجب بازش كردم ديدم دكمه داره ..........
.ناناز چيه ؟...........
بازش كن.......... وااااااااي بليزه ؟ ...........نه........
وااااااااااااااي مانتوس!!!!! ناناز فدات شم مرســـــــــــــــــــي خيلي قشنگه . امسال تركوندن دوستام واسم ![]()
![]()
. خيلي ذوقيدم . زن داداشم هم يه سري سايه خوشرنگ و لوازم و پد هاي سايه و رژ گونه خريده بود خيلي قشنگ بود .
وااااي بچه داداشم يه برچسب عروسكي برام خريده بود و با ذوق مي گفت عمه واسط نقاشي كشيدم . چلوندمش و گفتم فدات شم مرسيييييي .
مامانيم بعد مدتها كه سشوار سوخته بود سشوار خريد واسمون .
و الباقي دوستان ظاهراً كادوها در راه است .
يه قورباغه هم قراره به دستم برسه كه از طرف خاندان معروف اشنايگر هس .
مثبت جونمم از راه دور با پيامهاي قشنگش تركوند واسم
. وااااااااي از اهواز تماس داشتم .
سرخوش جونم بعد 3-4 ماه بهم زنگيد و تبريك گفت
. حتي راننده آژانس دانشگاه هم خبر داشت و تبريك گفت!!! ![]()
از اين همه لطف دوستام هيجان زده شدم بخدااااااا ![]()
بر می گردم هَــــــــــ
سلامٌ عليكم و رحمه ا.. و بركااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ته . بابا همون سابوليك خودمون ديگه .
منتها عبا عمامه سرش كرديم . ![]()
خب از احوالات زلزله ايمان بپرسيد بايد به عرضتون برسونم كه در سلامتي كامل به سر برده و همچنان در حال پيدا كردن راهي براي نابود سازي دنيا و انفجار مخ انسانهاي روي زمين هستم
(دست خودمان نيست ذاتمان پلشت مي باشد ) .![]()
خب سوال مسابقه اي امروز اينه :![]()
در روز چهارشنبه آبانماه سال 1369 در پس صبحي دل انگيز
حاج خانم همسر ميتيكمان اعظم(به روايتي پدر محترم )
از جا برخواسته و شال و كلاه نموده و دست آبجي فنقله (اون زمان 3 سالش بوده )
را گرفته و با ميتيكمان اعظم به سمت بيمارستان راهي ميشوند .
در كمال خونسردي و آرامش مي فرمايند لطفاً مرا چكاب كنيد انگاري يه بمب در دلم تالاپ تولوپ مي كند .
دكتر محترم پس از معاينه اي به مادر محترمه مي فرمايند كه بله . زلزله اي بسي مهيب در راه است كه سال ها بعد زمينيان به دنبال راهي براي گرخيدن از دست وي و شيطنت هايش مي باشند .
بدين سان مادر محترممان اينجانب را به عرصه گيتي وارد نمودند و اين چنين مي باشد كه ما به عمليات پلشتانه خود ادامه مي دهيم . ![]()
![]()
فنقل (آبجي فري) موقع رفتن رفته بوده چند تا كيك (ازين زبون ها هستاااااا) خريده بوده .
فكر مي كرده من مي تونم بخورم .
بعد يكيشو گذاشته بوده بالا سر من . بعد هي يواشكي مي رفته و مي اومده هي كيك منا مي خورده .
همين شد كه من انقدر لاغرم ديگه .
از اول حق من ضايع شد ه![]()
حال مغز فندقيتان اگر نصف ايكيوي جلبك كه 1 هست باشد (يعني نيم) بايد حدس زده باشيد كه چهارشنبه چه روزيه ؟![]()
![]()
بر مي گردم . هـَــــــــــ![]()
![]()
بابا سلااااااااااااااااااااام . داشتم از دلتنگي همتون ديونه مي شدم . بابت خرابي قسمت نظر دهيد وبم از همه دوستان عذر خواهي مي كنم . كلي دلم تنگيده بووووووووووود . واسه چركولك عزيزم .
رهگذر خوبم .
علي كيا .
غريبه كه ديگه سر نميزنه .
مليكا و رونيكاي عزيزم .
محمود دوس جون .
مهسا و نوشا
و دختر باباش كه الان يه ني ني خوشگل تو دلش داره
و فاطي عزيز تو از جونم .
خلاصه اگه كسي از قلم افتاد ببخشيد . سر فرصت به همه تون سر مي زنم و جبران مي كنم . ببخشيد اگه كامنت نمي زارم براي كسي . حوصله ندارم ![]()
سكانس 1- محوطه دانشگاه :
فرزانه : اين دانشگاه انقدر بزرگه كه من نمي تونم قسمتهاي مختلفش برم .![]()
![]()
![]()
محبوبه : اووووووووووه اون جنگلهاي پشت رو كه نگو . مي گن خرس داره![]()
![]()
زهره : تازه اگه بخواي بري دنبال يكي از مسئولين بايد پيج كني ![]()
![]()
![]()
زينب :تازه من بعد 3ترم هنوز بعضي قسمت هاي دانشگاه را نديدم . گاهي هم توي سالن ها گم مي شم .
زهره :پارسال مگه يادتون نيست![]()
![]()
كه توي باغچه گل مصنوعي كاشته بودن ؟ تازه يه دوچرخه هم تو حياط منحل شده بود كه هر قطعه ش يه گوشه افتاده بود . فكر كن !
زلزله : اين ها كه چيزي نسيت . زنگ ميزني دانشگاه . منشي خط بطور اتوماتيك هرشماره اي رو براي كاري در هر دفتر مي گه . از يك تا 9 . و بعد بطور قطع روي هر شماره كه بزني حقي بر مي داره . قسم مي خورم . امتحان كنيد ![]()
![]()
![]()
![]()
بچه ها درين قسمت وسط حياط ولو مي شوند و دلشان را گرفته و از شدت خنده مي گريند . ![]()
![]()
قضيه اينه كه uni ما خيلي كوچيكه . چند تا سالن بيشتر نداره و در كل محيطي كوچيك داره . با اين حرفا به اوضاع خودمون مي خنديديم و مسخره مي كرديم . ![]()
- سكانس 2 – كلاس رياضي :
زلزله : استااااااااد ساعت 6 شد بزاريد بريم ديگه . تا گلپا كلي راهه . شب شده . تاريكه هوا . ماشين نيست ![]()
استاد: خانم ..... اين چِه حرفيس كه شوما مي زِنين ؟ اِگه يه بشكي (بشكه اي) را از خونسار تُرِش بدي ( استعاره از : بغلطاني ) ميرِد گلپايگون . (با لهجه غليظ استادمان بسي حال نموديم و از ماشين جا مانديم و 5000 نيز براي همين ميزه پراني ها پياده شديم ) کلاس از لهجه استاد روده بر می شوند![]()
استاد
: (رو به يكي از بچه هاي كلاس كه آخر كلاس نشسته و تكيه به ديوار داده است ) خانم شما فاميليت چيه س؟ ![]()
سرخوش : استاد مسعودي فردم![]()
استاد
:خانم مسعودي چرا با پشت سريت حرف مي زني ؟![]()
و اما سرخوش ، اين دختر مسخره و جك كلاس چشمهايش را گرد مي كند و با حالتي طنز آميز با تعجب به پشت سركه ديوار مي باشد نگاهي مي اندازد و مي گويد ببخشيد استاد باكدوم پشت سريم ؟![]()
كلاس در حد انفجار بريدن از خنده . اشك چشاي همه مي اومد بسكه خنديديم . ![]()
استاد
با همان دندانهاي خرگوشي
و كله تاس انگار نه انگار كه سوتي داده و خواسته حرفي پرانده باشد به درس ادامه مي دهد .
سرخوش : بچه ها ساعت چنده ؟ ![]()
زلزله :از پشت سريت بپرس ![]()
كلاس پكيد از خنده .....![]()
بر می گردم . هَــــــــــــــــ![]()
امروز اومدم که فقط چند تا جک باحال
واستون بزارم و برم . بازم میام سر
فرصت.............
-
این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبرا خلیل جبرا
-
غضنفر ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه:شما شغلتون چيه؟ غضنفر ميگه:قازي!باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ غضنفر ميگه:ايلده ايران قاز!!!
-
102563
. . .
يكي به عدد بالا اضافه كن واسه نفر بعد بفرست. با تشکر:مركز آمار اسگل شدگان -
به اشتياق اولين دانه برف . به تحمل اخرين برگ پاييزي . به گرماي تن خورشيد و به زيبايي آسمان قسم مي خورم که سر کاري !
-
مي دوني اگه خورشيد بميره چي مي شه . اونوقت زمين دورتومي گرده . ولي من نمي زارم چون فقط من بايد دورت بگردم !
-
انسان! خودت به یاری خود برخیز! . بتهوون
-
اومدم ازت معذرت خواهي کنم . ميدونم خيلي تعجب کردي که واسه چي ؟ بعد وقتي ميگم نميفهمي ناراحت ميشي . آخه الان مگه ساعت 3 نصفه شب نيست . خب واسه اينکه نصفه شب بيدارت کردم اومدم ازت عذرخواهي کنم . ميشه منو ببخشي !
-
مي گن خدا بهترين نعمتش رو به بهترين بنده ش ميده ... ولي من که بهترين بنده ش نيستم ..پس چرا تورو به من داده ؟!
-
آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر
-
تنهايي دلم را با جذابيت نگاهت پاک کردي خونه قلبم رو از غمها شستي . . . حالا که داري زحمت ميکشي،روي اين ميز هم يه دستمال بکش !
-
تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگر روزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم!
-
هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را پایان می دهم . اُرد بزرگ
-
توي جاسمیه (شهر جاسم -بنده خدا خسیس ) قيمت بليط اتوبوس را از 25 تومان به 5 تومان کاهش دادند . مردم شهر جاسمیه تظاهرات کردند . از يکيشون پرسيدند چرا تظاهرات مي کنيد . گفت اون موقع پياده که مي رفتيم 25 تومان به نفعمون بود . حالا پياده که مي ريم 5 تومان به نفعمونه!
-
خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو !
-
سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا !
-
ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست . سارا برنار
-
الا يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا... آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها !
-
دوستت دارم.به وسعت يه کهکشان.اي نام تو مرهم روح و روانم مي خوانم از تو و مي گويم که به پاي تو مانند شمعي آب مي شوم تا پايان .
-
در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید . اُرد بزرگ
-
خياروهلو و سيب جلوي شماست. بين اين 3 ميوه کدام را انتخاب مي کنيد؟ (تمرکز کنيد و جواب را در ذهن خود نگه داريد. حال ويژگيهاي شخصيّت خود را مطابق جوابتان در بايين صفحه بيابيد.) . .
جواب: اگر هلو را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که هلو دوست دارد! اگر سيب را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که سيب دوست دارد! اگر خيار را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که خيار دوست دارد ! -
اگه سلطنت بلد نباشم سلطنت نميکنمٍ اگه زندگي بلد نباشم زندگي نميکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو ياد ميگيرم !
-
اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست. لقمان
-
مار و زرافه با هم ازدواج می کنن بچه شون می شه قورباغه !!! اگه گفتی چرا ؟
.
.
چون بچه دار نمی شدن بچه شونو از پرورشگاه میارن! -
بر می گردم هـَــــــــــــــ
سابوليك .
خطر خطر و باز هم خطر .
روحيه خطر پذيري را مي گم .
خوشم مياد گاهي اونقدر كله شق ميشم كه ترمز مي برم ![]()
. كارهايي كه طي هفته گذشته انجام دادم واقعا بعضي هاش خطرناك بود
اما بنابر عقيده جديد زلزله ايمان به اين نتيجه رسيديم كه ريسك در زندگي آدما محكم مي كنه .
خلاصه اين هفته خيلي فاز داديم .
آقا چه خبره !!!!!!! ملت چي به سرشون اومده .
چقدر حرف زدن جوونا عوض شده . نمي گم پيرماااااااا نه. اماخب آبجي بزرگه خودمو كه با خودم مقايسه مي كنم حس مي كنم حتي يك كلمه يا حتي يكي از افكاره من تو مخش نيست .
اون دبير درس شيمي و فيزيكه . مخيه واسه خودش .
اما خب گاهي حس مي كنم افكار من تو مخش نيس كه نيس
اما دم آبجي بزرگم (ااون يكي آبجيم كه مجرده ) گرممممم .
خيلي پايه س به مولا .
واا.. اگه بخام يه سر بريده هم تو كيفم نگه دارم صداش در نمياد و تو همه كاري با هم شريكيممممممم . دمش گرمممممممم .![]()
![]()
اينو گفتم كه تشكري ويژه از جامعه خواهران پايه بعمل بياورم .
صبح ساعت 6 كلاس دارم و يه نگاه ناقابل هم به جزوه نينداخته ام . ![]()
![]()
بر مي گرم هـَــــــــــــ
سابوليك . هان چيه ؟
خب شيطوني كردم گناه كه نكردم .
ايدز كه ندارم .
ادم كه نكشتم .
خوب میشم .خب بمن چه كه استاد زيرشا نگاه نكرد .
بمن چه كه لباسش گچي شد .
خب بمن چه كه ........... آقاااااااااااا خب فقط يه كوچولو گچ ريختم رو صندلي هر کدومشون .![]()
خب خوب بود نگاه كنن زيرشونا.
البته یکی رفیقام هی می رفت با دستمال پاک می کرد قبل اومدنشون مخصوصا صندلی استاد را ![]()
هر کدوم بچه ها که پا می شدن کلی می خندیدیم . خط اتوي لباس یکی از استادامون دست آدما قاچ مي كنه.
البته من اصلا صداشو در نياوردم كه شیطونی ها
كار من و زهره و محبوبه بوده .![]()
فقط 2 تا بچه ها خبر دارن كه من همچين كاري كردم .
آقاااااااا خب بمن چه كه اون ماشينا دزدگير داشت ؟
فقط يه لگد كوچولو به قالپاق هر كدوم از ماشينا ميزدم .
خب خوب بود صداش در نياااااااد . آقااااااااااا خب چكار كنم كه صاب خونه اي زنگ در خونشونا زديم پشت در حياط بود و وقتی کلی زنگ زديم درو باز كرد و نذاشت فرار كنيم
........... آخه چرا هي چپ چپ عين بابا و مامانا نگام مي كنين .
خب دوس دارم شيطوني كنم .
اين چند روز خيلي بهم خوش گذشته . عين همون ترم قبل بازار پارازيت زلزله سر كلاس داغه داغه .
هيچ استادي از شر تيكه هاي من در امان نيست .
به به يكي استادامون بچه آمريكاس .
اكهي چغده لارژ و باحال بود لاكردار .
البته خانم بوداااااا اما لاكردار خيلي را دسته . برعكس اون
يكي استاد بادندانهاي خرگوشي كه حتي وقتي حرف ميزدم نمي فهميدم كه كي مي خنده كي جديه چون نيشش باز بود و دندوناش بيرون .
خرگوش كه تاحالا ديدين ؟ اين محمدشونه .....
هر استادي از در مياد تو تا چند روز سوژه دست ماست و بهش مي خنديمممم . به يه استاد داريم اين ترم لامصب چه تيكه ايه . خوش تيپ . شيك . جذاب . مانكن . عين اين مانكناي لباس هستناااااااااا ![]()
توي شوي لباس موهاي مرتب . برعكس اون استاد شلختهه كه بلوزش تا روي زانوش مياد .
انقد خوشم مياد از استاداي شيك . خدارا شكر كه اين ترم استاداي خوش برخورد و جوون و باحال گيرمون اومد .![]()
بر مي گردم . هَـــــــــــ (سنجد كه يادتونه)؟![]()
![]()
دنگ دنگ دنگ
باز آمد ، بوي ماه مدرسه ، بوي شادي هاي راه مدرسه
باز آمد ، بوي ماه مهربان ، بوي شادي هاي راه مدرسه ............
شلام شلام . اوبين ؟؟؟ ووووووي دانشگاه ها باز شد بالاخره . ![]()
داشتم تو خونه دغ مي كردم .
هنوز نرفته شيطنت هامون شروع شد . ![]()
![]()
همون روز كه واسه واريز شهريه اين ترم رفتيم كلي مردم اون شهر را آباد كرديم كه فكر نكنم مثل سابق بشه زياد از شيطنت هام بگم (چاكر ناناز جون با ابهت و با غيرت![]()
) !!!!! از شنبه كلاسهام شروع ميشه . عين كلاس اوليا 4 مهر فرستادنمون دانشگاه .
اَكِهِي اينكه خيلي زاقارته .
نه !!! آخي اين جوجه كوچولو ها رو ديدين كه لباس مدرسه مي پوشن و كلاس اولين ؟![]()
بعضي هاشونو آدم دوس داره بخوره . ![]()
روپوش كوچولو . مقنعه اي كه يه وري سرشون كردن و موهاشون فكلي بيرونه .
بعضي هاشون چون دلشون برا مامانشون تنگ شده و بسكه گريه كردن آب دماغشون يه وري بيرونه ( و با زبون ليس ميزنن) اييييييييي چندشه نه ؟ ![]()
چيه خودتا يادت نمياد كه وقتي كوچولو بودي وقتي گريه مي كردي دماغتو عين بستني ليس مي زدي و مي خوردي ؟![]()
تو كوچمون مدرسه ابتدايي هست . چرا انقدر بچه هاي اين دوره زمونه ريزن . دقت كردين ؟
يادمه تو دوره ماها هر كدوم كلاس اوليا جسته شون اندازه كلاس پنجمي هاي حالا بود . اينا رو بيخيال گوشييييييييي خريدم . w302 نقره اي . ![]()
![]()
خودم خيلي ازش خوشم اومده . خيلي گوشي بيستي هست .
راستي صدرا جان مرسي بابت شعر قشنگت . يادآوري قشنگي بود از دوران كودكي . توي اين مدت كه ميرم دانشگاه باز دوباره صداتون درنياد كه كدوم گوري هستي و اينا
پارسال كه همتون آبادم كردين بسكه در غيابم فوش بهم دادين .
بابا خب من شنبه تا 2 شنبه م پره . ساعت 6 صبح كه از خونه راه بيفتم 7 و نيم شب خسته و هلاك جنازم ميرسه خونه . مي مونه آخراي هفته . پس دعوام نكنيدااااااااا . باشه ؟فوشم نيدنااااااا زشته
. دماغتو به ياد كودكيات ليس نزن زشتههههههههه دهههههه بزرگ شدي ديگه![]()
![]()
شلام شلام دوس جون خوشملام . اشعار زير حاصل خاله بازي و عروسك بازي و دچرخه سواري ديشب با بچه آبجيمه . خدا وكيلي خيلي فاز داد كه رفتم تو نخ بچگيام . البته شادي اين چند روزم بخاطر نانازم هم هست . ناناز چاكرماااااااا . حالا بخوانيد و ياد كودكيتون بيفتين :
عروسك قشنگ من قرمز پوشيده . تو رختخواب مخمل آبيش خوابيده .......... اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره ؟ نه شير داره نه .......... شيرشا بردن هندستون .........آنيك مانيك رو باقتالاق شاقتالاق ، بي باقالا رو باقتالاق شاقتالاق ، انيك مانيك تيك ......... دستمال من زير درخت آلبالو گم شده ، سواد داري ؟ نچ نچ . بي سوادي ؟ نچ نچ . پس تو گرگ من هستي .......... ديويدم و دويدم 2 تا خاتون ديدم . يكي بمن آب داد يكي بمن نون داد ......... گنجشكك اشي مشي . لب بوم ما نشين . بارون مياد خيس مي شي . برف مياد گوله مي شي . ميفتي تو حوض نقاشي ............ بارون مياد شر شر . پشت خونه هاجر . هاجر عروسي داره . دم خروسي داره ...........مامان جونم زاييده ما رو 2 قلو . يكي ضعيف و مردني . يكي چاقالو . اين شكم آب انباره يا كه پمپ بنزينه . اين نردبون دزداس يا شاسي ماشينه ............يه روز خانم خرگوشه . رفت دنبال آقا موشه . موشه پريد تو سوراخ . خرگوشه گفت آخ . آخ آخ آخ آخ آخ ....... يه توپ دارم قلقليه سرخ و سفيد و آبيه . ميزنم زمين هوا ميره . نميدوني تا كجا مي ره....................... بقيش يا شعر مشكل اخلاقي داشت يا يادم نميومد . كيف كنين . بازم ميام و حرفاي نقل و نبات مي زنم تا شاد و شنگول شين . بوس بوس . بااااااااااايييييي
بــــــــــه سلام
. چاكرم . مخلصم . آقا جاتون خالي جمكران صفا كرديم تپل . فيفتي فيفتي زيارت و سياحت كرديم . ![]()
به قول اون آهنگ معروفه .....دخترچقدر نادوني اومدي زيارت يا كه چش چروني ....؟
(اجالتاتحريف نموديم) البته شوخي كردما .![]()
منكه سرم به كار خودم بود .
اينو بهر خانماي ديگه گفتم .
جمكران شلوووووووووغ . ظهر حرم حضرت معصومه بوديم با خانواده . بخدا همتونو دعا كردم مخصوصا ناناز جونم و مامانيش رو (همون جريان شعر سر نگه دار سرور نگه دار ....... ) .![]()
![]()
![]()
پرو هستم كه هستم به كسي مربوط نيس !!!!
آقا همتون خيلي بي معرفت شديناااااا .
حالا هر چي من هيچي نمي گم شماهام هيچي نم يگين !!!! چه صفايي داشت شب 21 رمضان توي جمكران . منكه خيلي فاز مثبت گرفتم با اون دعا ها و قرآن سر گرفتنا و نوحه سرايي ها . ![]()
![]()
عجب صفي بود سر پريز برق براي شارژ گوشي !!!!
يه چيز جالب تعريف كنم . با دومادمون نشسته بوديم و عين فيلم سينمايي به مردم مي خنديديم . يه تيكه جا بود زير درخت تقريبا اندازه فرش 6 متري. درخته پر گنجشك بود . هر كي ميومد جا مي انداخت زير اين درخته سر 5 دقيقه يا نهايتش 10 دقيقه كليه گنجشك ها به طرز متحيرالوقوعي شروع به (روم به ديوار گلاب به روتون) چلغي كردن مي كردن .![]()
![]()
![]()
![]()
و خانواده بساط را جمع مي كرد و مي رفت .![]()
2 دقيقه ديگه يه خانواده جديد خوشحال و خندان از پيدا كردن همچين جاي دنجي زير درخت ميومد مي نشست و 5 دقيقه بعد مورد مهمان نوازي صميمانه گنجشك ها قرار مي گرفت و ..... ![]()
![]()
نزديك به 30 خانواده شايد اومدن و دوباره بساط را جمع كردن و ما هر دفعه كر كر خنده اي داشتيم ديدني . به داماد جان گفتم آقا تا دير نشده پاشو اين گنجشكا رو ببريم دكتر ببينيم چي خوردن كه شكمشون يه سره كار مي كنه ؟؟؟؟ ![]()
مگر گنجشك چقدر غذا تو دلش جا مي گيره . خنده دار ترش اين بود كه محتويات شكم گنجشكا مستقيما روي كله آقايون فرود مي اومد . ![]()
![]()
![]()
وااااااي خدا چقدر خنديديم به اين صحنه . جاي ناناز جونم خالي . مرضيه جون لواشك هم عزيزم بعد اينكه رفتم اونجا كامنت گذاشتي دفعه بعد چشمممممم خانم زلزله . اگر نظرات اين پست بالا نره در وبو تخته مي كنماااااااا . گفته باشم . ![]()
![]()
![]()
شلاااااااااااااام شلااااااااام . اوبين ؟ واي خدا جون وبما ديدي چخده خوشمل شدههههه؟
واي وسط چله تابستون داره برف مياد . من كه رفتم چترما بيارم . تازشم فال حافظ هم گذاشتم .
هر كدوم كه دوست داشتين كليك كنيد سريع فال مي ده . برا خودم زد :
درد عشقي كشيدم كه مپرس زهر هجري چشيده ام كه مپرس ........![]()
![]()
جديدنا خيلي با حافظ حال مي كنمااااا . يه نرم افزار فال حافظ نصب كردم رو سيستمم كلي فاز مثبت ميده .
امان از اين كاراي باباي ما .
يكي نيست بگه اين كار ساختمان تا كي هست ؟
هر سال يه جاشو درست ميكنه . بقول همسايه ها اين نهضت همچنان ادامه دارد.
صبح به صبح كه ميشه اين نماكار ها شيرواني كه فاصله شون با تخت بنده(كه دو طبقه هست ) 1 متر هم نيست همچين صاف ميان بالا سر من و قيژژژژژژژژژژژژ صداي اين دستگاه برش آهن و پتك را در ميارن و صدا در آوردن همانا و جيغ زدن من هم همانا .![]()
صبح كه صداش درومد پاشده بودم جيغ مي زدم مي گفتم آخه مرد حسابي آخه پدر بيامرز اين همه تيكه شيروني صاف بايدبياي از بالا كله ما شروع كني ؟؟؟؟؟؟
و خلاصه اين چنين است روزگار ما طي 2 هفته مذكور كه به مثال جنگلهاي آمازون مي گذرد . از طرفي هم بخاطر بي پولي شديداعصابم خورده . يك موسسه برداشته قيمت صفحات را زير قيمت داده نون ما رو اجر كرده . خلاصه رفقا هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم ( كميته امداد امام خميني ره ) ![]()
![]()
![]()
چندي پيش داشتيم با چند تا رفقا از سمت باشگاه كيك بكسينگ بر مي گشتيم و توي راه با تيليفن مي تعريفيديم اين رفقاي ناخلف ما هم مگر مي ذاشتن ما بصحبتيم ؟ ؟؟؟ يهو گوشي را مي گرفتن و جيغ جيغ مي كردن كه طرف مي گرخيد .
بعد داشتم مي صحبتيدم كه يهو ديدم وسط جوب پر از گل هستم !!!!!!!! وااااي مرضي و الهه منا هل دادن تو جوب و پاهام تا مچ رفت لاي گل ...... واااااااي
خدايا مرده بوديم از خنده . خوبيش اين بود كه خيابان خلوت بود و كسي ما را نديد . سريعا به داخل پارك رفته و پر و پاچه و كفش و پا را از سر تا ته شستيم و چند تا فوش چيز دار هم نصيب مرضيه زلزله كرديم و بسي خوش گذرانديم و دم افطار بالاخره برگشتيم منزل سر سفره حاضر و آماده . به قول آبجيم مثل پرنسس ها حاضر و آماده تشريف فرما شدم . ![]()
تقاضا نوشت : ملتمسانه راهي براي گذران اين 10 روز باقي مانده تا ثبت نام دانشگاه ارائه كنيد كه زلزله جانتان زلزلگي خونش كم شده . آي برم دانشگاه بتركونم اين ترم عقده تابستون و بيكاري هاما در بيارم . ايييييي خدااااااااا ![]()
فردا شب هم عازم جمكران هستم . همتونو دعا مي كنم . يا علي ![]()
![]()
![]()
